سفر ده روزه ...

متن مرتبط با «ذهنم» در سایت سفر ده روزه ... نوشته شده است

عنوانی به ذهنم نمی رسد!

  • نیلوبلاگ

    یا مدبّر ظهر، علیرغم کوفتگی ای که در بدنم حس می کردم و خواب آلودگی، با خودم درمورد رفتن به مجلس امام حسین (ع) و خوابیدن کلنجار رفتم. بعد از دو دقیقه چشم روی هم گذاشتن و فکر کردن در مورد رفتن و نرفتن، پتو را کنار زدم و آماده ی رفتن شدم. اولین چیزی که حین وارد شدن به مجلس توجهم را جلب کرد پارچه سیاه عزای حسینی بود. با خط خوشی نوشته بود و از کارهای بازاری و از قبل آماده نبود. وقتی داخل شدم با خودم گفتم موقع بیرون رفتن عکس می گیرم. داخل خانه، درست روبرویم هم پارچه سیاهی بود به همان صورت، نوشته بود ی...

    ادامه مطلب